I lOvE yOu mY lOvE
به بعضی ها باید بگی: عزیزم من پین کد نیستم که 3بار بهت فرصت بدم...
قرارشده یه میدون به نام من بزنن...
با تشکر از تمام عزیزانی که مرا دور زدند!!!!!
کوروش میگوید:
بودن با کسی که دوستش نداری
و نبودن با کسی که دوستش داری
همه اش رنج است...
پس اگر همچون خودی نیافتی
مثل خدا تنها باش...
این روزها خون هم گریه کنی
عمق هم دردی دیگران با تو یک کلمه است:
"اخـــــــــــی"
گمم نکن!!
فقط بگذار بمانم...
در گوشه ای از حافظه ات ارام مینشینم...
به سلامتی کسی که وقتی بغلش کردم
تموم تنم لرزید...
نه واسه خوشحالی یا عشق بازی!!
فقط واسه ترس از فردای بدون اون...
این روزها قدم که میزنم منحرف میشوم به سمت چپ...
در قلبم مدام چیزی سنگینی میکند!
جای تو خوب است؟؟؟!
در اینه دختری را دیدم پریشان...
هرچه میگفتم تکرار میکرد و اشک میریخت...
خدا شفایش دهد دیوانه بود...
برای خودم مردی شده ام...
بی صدا گریه میکنم در سکوت های تلخ...
اما تو دنیا!
مواظبم باش قلبم هنوز زنانه میتپد...
اسمش دله...!
اگر قرار بود بفهمه که دل نمیشد می شد مغز!
دله...نمیفهمه...
زمانه ی من جاییست که پشت هر دوستت دارم نوشته:
"ساخت چین"
تنهایی همین است...
تکرار نا منظم من بی تو...
بی انکه بدانی برای تو نفس میکشم...
همیشه دلتنگی به خاطر نبودن کسی نیست!
گاهی به خاطر بودن کسی است که
حواسش به تو نیست...
در میان دردهایم هیچ دردی به اندازه ی
"فراموش شدن" مرا در هم نمیشکست
حال دگر دلی برای شکستن نمانده برایم...
کم کم دارم فراموش میکنم
فراموش شدنم را...
تازگی ها با دیوار حرف میزنم...
میدونی از شخصیتش خوشم اومده...
یه جورایی محکمه ثابته ارومه...
هزاران بار دیگر هم
اگر از شانه ای به شانه ی دیگر بغلتی
این شب صبح نمیشود
اگر دلت گرفته باشد...
بهم گفت پاپتی!!!
همان کسی که در راهش کفش هایم پاره شد...
کسی که باورت داره همیشه یک قدم
جلوتر از کسیه که دوست داره
دلم یک فیلم میخواهد...
یک واقعیت عاشقانه پر از سکانس های با تو بودن...
و یک دکمه تکرار...
بعضی وقتا هست که حسابی حالت خرابه
اون موقع دوست داری
یکی کنارت باشه
محکم بغلت کنه
بزاره اشک بریزی
راحت بشی
بعد دستشو دورت حلقه کنه و اروم تو گوشت بگه:
دیوونه من که باهاتم...
پیــــــــــچکی میشوم وحشـــــــــی!!
میـــپـــچم به پر وپای ثانیه هایــــت
تا حتـــــی نتوانــــــی
لحظه ای بی "مــــــــن"
"بـــــــــــــودن" را زندگی کنی...
دلی که اندوه دارد نیاز به شانه دارد نه نصیحت
کاش همه این را میفهمیدن...
من درد میکشم...
اما تو چشمهایت را ببند...
سخت است بدانم میبینی و بیخیالی...
تنهایی یعنی:
بری اون عطری که اون میزده رو بخری
بزنی به خودت تا فک کنی که
اون کنارته...
زندگی دقیقا وقتی غیر قابل تحمل میشه که:
همه"دلگـــــــــــــرمیت"
کسی باشه که
"سرگـــــــــــــــــرمیش"باشی...
دلم را میپیچم لای پتو...
که شاید سرما نخورد...
از بس که رفتار این روزهایت سرد است...
من نمیشـــــــــــــــمارم...
این دوستت دارم گفتن های یک طرفه را...
چیزی به من بدهکار نیستی!
سکوتت را هم دوست دارم...
تو را میخواهم...
در این جمله اندوهی است... اندوه نداشتنت...
اصلا برنگرد...
به کجای این عالم بر میخورد جز بخت خراب من...؟؟
وقتی دیر به دیر ازم یاد میکنی نگرانت نمیشم...
حتما شاد بودی از یادت رفتم...
[-Design-] |